«مدل مفهومی متدولوژی علمی و متدولوژی طراحی در فرآیند تفکر» در نشست پایانی ازسلسله نشست های «تفکر و نگرش منسجم: اندیشه پژوهش» با حضور دکتر داریوش محجوبی، ارائه گردید.

تاریخ : 1398/03/19

تعداد بازدید : 17

0 امتیاز از 0 رای

استاد دانشگاه تگزاس آمریکا در ابتدای جلسه با مروری بر مباحث دو نشست قبلی به معرفی متدولوژی طراحی (منسجم) در فرآیند تفکر پرداختند و به منظور تبیین دقیق‌تر موضوع برخی ویژگی‌های این روش را با متدولوژی علمی مورد مقایسه قرار دادند.

به تعبیر ایشان روش بررسی و شیوه دریافت اطلاعات در روش علمی بر پایه مشاهده ، تجربه، تکرارپذیری و اندازه گیری است؛ در حالیکه در متدولوژی طراحی علاوه بر موارد فوق تخیل، شهود و تصور نیز نقش کلیدی دارد. از سوی دیگر مدل پایه در روش علمی «مدل جعبه سیاه» است که بر اساس منطق صوری و منطق یونانی عمل می‌کند، اما در متدولوژی طراحی با در نظر گرفتن عنصر «خلاقیت»، مدل پایه «مدل جعبه خاکستری» است. متدولوژی علمی بر پایه علم نجوم و تئوری‌های برآمده از روش بررسی مشاهده‌ای و روش استدلال تجزیه‌ای شکل گرفته که در نهایت به علم و دانش منجر می شود در حالیکه  متدولوژی طراحی بر اساس تئوری‌های پیشیین و بر پایه مدل لوزی «وَن دِ وَن» (Van De Van Dimond Model ) شکل گرفته است. مدل «وَن دِ وَن»  بر پایه تعاملات بین چهار عنصر تئوری Theory، راه حلSolution ، مدل Model و واقعیت Reality(Phenomenon)  استوار است.

 این مدل در سال‌های اخیر از سوی دکتر داریوش محجوبی دچار تغییرات و بازنگری‌هایی شده که در مجامع علمی در سطح جهانی مطرح و مورد تأیید صاحبنظران این حوزه قرار گرفته است. استاد دانشگاه تگزاس آمریکا در ادامه به شرح و بسط ابعاد و زوایای مختلف مدل پیشنهادی خود پرداختند و در این میان به سوالات حاضرین پاسخ گفتند.

در پایان ایشان جمع بندی سه نشست را در الگویی مفهومی ترسیم نموده و بیان کردند که به طور کلی ما با دو نوع پارادایم فکری غالب در جهان کنونی مواجه‌ایم که یکی متدولوژی علمی و دیگری متدولوژی منسجم یا طراحی است. روش علمی با بررسی‌های ناب و پژوهش به علم، تاریخ و هنر ختم می‌شود که نوگرایی (Novelty) یا به تعبیری نوآوری بدون کاربرد را به دنبال دارد. از سوی دیگر روش طراحی با انجام بررسی‌های کاربردی به طراحی و اجرا می‌پردازد و در نهایت به نوآوری (Innovation) که مفهومی کاربردی است منجر می شود.

در حقیقت باید گفت که تفاوت میان این دو پارادایم تفاوتی بنیادین و ساختاری است که می‌بایست مورد شناسایی دقیق قرار گرفته و حوزه عملکردی هر یک مشخص گردد تا بیشترین میزان کارآمدی را در عمل به دنبال داشته باشد.

نظر شما